1. پرش به گزارش
  2. پرش به منوی اصلی
  3. پرش به دیگر صفحات دویچه وله
اجتماعی

جنجال در آبادان؛ قربانیانی که روانی معرفی می‌شوند

۱۳۹۹ آبان ۲, جمعه

در جریان نزاعی که مقامات قضایی "تسویه حساب مالی و خانوادگی" نامیده‌اند، سه زن بازداشت موقت شدند، مامور حراست به زندان افتاد، دختر و پدرش را پای دوربین آوردند، اما عاملیت مردی از مدیران پالایشگاه در سایه مانده است.

https://p.dw.com/p/3kLMT
عکس: picture-alliance/F. May

فیلم ضرب و جرح دسته‌جمعی یک دختر در محوطه سازمانی بریم آبادان و رفتار مامور حراست در دستمالی بدن او، چند صدهزار بار در شبکه‌های اجتماعی بازنشر شده است. ماجرا روز سه‌شنبه ۳۰ مهر اتفاق افتاد و از سوی داریوش معمار، روزنامه‌نگار خوزستانی عمومی شد. در این فیلم یک دقیقه‌ای، دختری بی‌حال، با صورتی خونین روی زمین افتاده و کسانی که اطرافش را گرفته‌اند، مدعی هستند که او با شوکر و چاقو وارد خانه‌شان شده و بچه‌ها را تهدید کرده است.

معمار روز جمعه دوم آبان در توییتر نوشت: «او منشی جهان نژادیان در پالایشگاه بوده، اغفال شده و باردار شده. دختر خواسته ایشان مسئولیت بپذیرد، قبول نکرده و برای ترساندنش برادرش را اخراج کرده و دختر را هم تهدید کرده سکوت کند. دختر برای خلاص شدن از تهدید درب خانه وی رفته است.»

احمد جهان‌نژادیان، مدیر فضای سبز پالایشگاه آبادان است.

تنها چند ساعت پس از فراگیر شدن این تصاویر در شبکه‌ها، تلویزیون سراسری ایران، اقاریر دختر را پخش کرد که گفت باردار نیست و از مخاطبان خواست به شایعات توجه نکنند. او را به سر صحنه نیز بردند تا ماوقع را دوباره تعریف کند و بگوید حال عادی نداشته است. پدرش را هم جلوی دوربین آوردند تا بگوید فرزندش دارو مصرف می‌کند و به خاطر دارو روان‌اش به هم می‌ریزد.

دختری که در عکس‌های اولیه صورتی زخمی، ابرویی شکافته و چشم‌هایی کبود و ورم کرده داشت، در فیلم‌های تازه، ماسک دارد و اثری از جراحت در او دیده نمی‌شود.

داریوش معمار می‌گوید نام دختر بهاره است و او را "بی‌پناه‌ترین" زن ایران می‌خواند و می‌نویسد: «جای قاتل، مقتول را با کلی گریم سر صحنه برده و از او اعتراف گرفته‌اند.» او در توییت دیگری عنوان می‌کند که فیلم صحنه نزاع را به این دلیل منتشر کرد تا حق این دختر تحت تاثیر نفوذ افراد پایمال نشود: «بهار یکی از قربانیان خشونت علیه زنان و تبانی برای پنهان کردن آن است.»

رئیس دادگستری خوزستان مسئله را "اختلاف قدیمی و تسویه مالی" دانسته و دختر را متهم کرده که با خودش مواد آتش‌زا و اسید داشت: «ایشان در ابتدای درگیری با اهالی خانه از تیزبر به عنوان تهدید استفاده کرده و به خاطر تسویه حساب مالی با یکی از پرسنل شرکت نفت به منزل ایشان رفته است... برادر این خانم نیز که با توصیه او شاغل شده بوده، به تازگی اخراج شده است و این از موضوعات درگیری بوده است.»

خبرگزاری‌هایی چون "فارس" هم مسئله را به مسائل خانوادگی و شخصی" تقلیل داده‌اند. یکی دو سایت نیز از دختر آبادانی با عنوان "اسیدپاش" نام برده‌اند.

در فیلم صدا و سیما، دختر می‌گوید: «وقتی در زدم و وارد شدم، پسرش در را باز کرد و گفت پدرش خانه نیست. یکهو خانم خانه به من حمله کرد. ماسک زده بودم... شروع کرد به جیغ زدن... من فرار کردم دیدم بیرون یک ماشین دارد می‌آید. سوار شدم گفتم برو... مردم جیغ زدند سارق سارق... ماشینی به من مشت زد پسرش اومد به من مشت زد و من کاتر زدم دستش برید...» او از مخاطبان می‌خواهد به حرف رسانه‌های خارج از کشور گوش ندهند زیرا خودش از نظر قانونی مسئله را پیگیری می‌کند و نیازی ندارد از جایی حمایت شود: «خانواده‌ام از من حمایت می‌کنند. من حقم را می‌گیرم.»

 خانواده مدیر فضای سبز پالایشگاه نیز در برابر دوربین، صحنه‌را بازسازی کرده و ادعا کرده‌اند که دختر از بدو ورود به دنبال طلا و دلار بود، بچه‌های خانه را کتک ‌می‌زد و تهدید جانی می‌کرد.

طرفین به دلیل ضرب و جرح دیگری، با قرار قانونی بازداشت و سپس آزاد شده‌اند. دادستانی آبادان تکرار می‌کند که مسئله به اختلافات خانوادگی بر می‌گشت. فرماندار آبادان نیز اصرار دارد که مسئله به صورتی نیست که در شبکه‌ها و رسانه‌ها طرح شده و به درگیری شخصی با خانواده مرد مرتبط است.

موسوی، فرماندار آبادان، در باره جزییات "درگیری شخصی" سکوت کرده و گفته است: « در این باره پرونده قضایی تشکیل شده و دادستان آبادان به زودی در این باره در صدا و سیمای آبادان صحبت خواهد کرد.»

در این میان، روابط عمومی شرکت پالایش نفت آبادان برای "تنویر افکار عمومی" بیانیه‌ای صادر کرده است. در بیانیه آمده که به دستور مدیر عامل پالایشگاه کمیته‌ای برای بررسی بیشتر و دست یابی به حقیقت بر سر "اختلافات و مشاجرات خانوادگی یکی از کارکنان در منطقه مسکونی"  تشکیل شده است.

تنها کسی که تکلیف‌اش در این ماجرا روشن شده، مامور حراست است. صدها هزار نفر فیلم را دیده‌اند. پایش روی بدن زن است و با باتوم و دست، او را می‌کاود. طرفه آن که مقامات قضایی او را به دلیل قباحت لمس سینه زن و عمل "غیراخلاقی" بازداشت کرده‌اند؛ نه کلیت خشونت عریان و فراقانونی یک مامور در بالای سر فردی زخمی.