کودکان پشتکار و سماجت را یاد می‌گیرند

ضریب‌هوشی بالا برای رسیدن به موفقیت در زندگی تأثیرگذار است اما تضمین کننده آن نیست. نقش انضباط فردی و پشتکار را نباید دست‌کم گرفت. پژوهشگران اروپایی معتقدند باید به کودکان کمک کرد تا پیشتکار و سماجت را فرا بگیرند.

مثال‌هایی که شاید هر کدام از ما بارها و بارها در زندگی روزمره با آنها مواجه شده‌ایم کم نیستند: پسر ۱۸ ساله‌ای که از دوران مهدکودک مدام شنیده که خیلی باهوش است با نمرات متوسطی دیپلم گرفته، چون اطمینان داشته است که تلاش برای یادگیری با ضریب هوش بالایی که او دارد ضروری نیست. یا دختر ۱۳ ساله‌ای که تنها با یک نگاه به تمرین‌های ریاضی برگه را کنار می‌گذارد و می‌گوید از پس حل آن‌ها برنمی‌آید.

شهامت رویارویی با ‌ تکالیف سنگین و نومید نشدن پس از نخستین شکست، با فاکتورهای مختلفی در ارتباط است که از دوران کودکی شخصیت فرد را شکل‌ می‌دهند.

نتیجه یک پژوهش تازه که در مجله ساینس منتشر شده، نشان می‌دهد که کودکان می‌توانند پشتکار و سماجت را آن‌هم از سنین بسیار پایین یاد بگیرند. اینجا هم والدین به عنوان الگوی کودک نقش مهمی بازی می‌کنند. یولیا لئونارد از موسسه فن‌آوری ماساچوست در کمبریج و تیم او به پژوهش جالبی در این مورد دست زدند. آن‌ها می‌خواستند بدانند که آیا کودکان ۱۵ ماهه هم پس از دیدن یک الگوی مثبت، حاضر به تلاش برای یافتن راه‌حلی برای یک مشکل هستند یا نه.

الگوبرداری از پشتکار بزرگسالان

در مجموع ۱۲۶ کودک ۱۵ ماهه در تحقیق آنها شرکت کردند. این بچه‌ها به سه گروه تقسیم شدند. پژوهشگران به گروه نخست جعبه‌ شفافی را نشان دادند که در آن یک قورباغه پلاستیکی قرار داشت. خانمی به مدت۳۰ ثانیه مقابل چشم این کودکان برای باز کردن در جعبه تلاش می‌کند. او پس از ۳۰ ثانیه موفق می‌شود برچسبی که در جعبه را پوشانده بود بردارد. این آزمایش در گروه دوم تکرار می‌شود با این تفاوت که فرد بزرگسال بدون تلاش زیاد پس از ده ثانیه در جعبه را باز می‌کند و به قورباغه می‌رسد. گروه سوم بدون داشتن الگو و شرکت در این آزمایش وارد مرحله دوم می‌شود.

اجتماعی

بسته مخروطی‌شکل

یکی از چیزهایی که به کلاس‌اولی‌ها در آلمان در روز اول داده می‌شود بسته‌ای مخروطی شکل است که مملو از شیرینی و هدایای متفاوت است. معمولاً این بسته از سوی خانواده خریداری می‌شود. گفته می‌شود که این رسم برای نخستین بار در اوایل قرن نوزدهم در مدارس آلمان رواج یافت. بسیاری از کودکان آلمانی محتوای این هدیه را تا آخر عمر فراموش نمی‌کنند.

اجتماعی

تغییر در روند زندگی کودک و خانواده

به طور معمول کودکان در آلمان در سن ۶ سالگی به دبستان می‌روند. شروع دبستان‌ در ایالت‌های آلمان متفاوت است، اما اغلب در ماه اوت یا سپتامبر درهای دبستان‌ها به روی کلاس‌اولی‌ها باز می‌شوند. اغلب کودکان آلمانی در دوره ابتدایی که چند سالی طول می‌کشد، مدت زیادی از روز را در مدرسه سپری می‌کنند. به همین لحاظ تغییر مهمی در زندگی کودک و خانواده با ورود به دبستان آغاز می‌شود.

اجتماعی

کوله‌پشتی مدرسه

در آلمان مانند اغلب کشورهای جهان تحصیل در مدرسه اجباری است. اما جدایی کودکان برای نخستین بار از خانواده یا حتی از محیط گرم مهد کودک مشکلات خاص خود را دارد. به همین دلیل مسئولان مدارس و خانواده‌ها می‌کوشند شرایط را برای کلاس‌اولی‌ها آسان‌تر کنند. یکی از وسائل حتمی کلاس‌اولی‌ها کوله‌پشتی مدرسه است.

اجتماعی

ظرف‌های مخصوص نگهداری غذا

در بسیاری از مدارس آلمان به دانش‌آموزان ناهار داده نمی‌شود. این امر به‌ویژه در مورد کلاس‌اولی‌ها صادق است. به همین دلیل کلاس‌اولی‌ها در کوله پشتی خود ظرف‌های پلاستیکی حمل می‌کنند که مخصوص نگهداری ساندویچ یا غذاهای ساده است.

اجتماعی

عکس یادگاری

در اغلب مدارس آلمان گرفتن عکس از کلاس‌اولی‌ها نیز متداول است. بچه‌ها با بسته‌های مخروطی‌شکل خود عکس‌های یادگاری می‌گیرند. که در برخی مدارس در آرشیو سالانه ثبت و نگهداری می‌شود.

اجتماعی

روز جشن یا نیایش

نخستین روز دبستان برای کلاس‌اولی‌نشین در سر کلاس نیست. معمولاً در این روز والدین و بستگان کودکان، آنها را همراهی کرده و در مراسمی دست‌جمعی روز با جشن و شادی آغاز می‌کنند. این رسم دنیوی در اصل درسنتی مذهبی ریشه دارد که در روز اول دبستان برای کودکان در مراسمی دینی سال پربرکت و پرموفقیت آرزو می‌شده است.

اجتماعی

توضیح مقررات در دبستان

در بسیاری از دبستان‌های آلمان همچنین مرسوم است که دانش‌آموزان بزرگتر و آموزگاران در مراسمی گروهی به کلاس‌اولی‌های توضیح و نشان می‌دهند که چه مقرراتی در دبستان حاکم است و باید به چه موضوعاتی توجه کرد.

اجتماعی

خو گرفتن با کلاس درس

کلاس‌اولی‌ها در روز نخست یاد می‌گیرند که کلاس درسشان کجاست و با چه علامتی و عددی مشخص شده است. بر روی تخته نیز خوشامدگویی برای کلاس‌اولی‌ها نقش بسته تا هر چه سریع‌تر کودکان به محیط کلاس خو بگیرند و احساس بیگانگی نکنند.

اجتماعی

روزی فراموش‌نشدنی

پس از پایان مراسم روز نخست در مدرسه، خانواده‌ها برای بچه‌هایشان جشنی در خانه ترتیب می‌دهند و بستگان و دوستان را دعوت می‌کنند. معمولاً در این جشن‌ها با کیک و غذا از مهمانان پذیرایی می‌شود. شاید کلاس‌اولی‌ها از این همه مراسم خسته و ناخشنود باشند، اما خاطره این روز و هدایایی که بدست آورده‌اند، تا مدت‌های زیادی در ذهن آنان باقی می‌ماند.

اجتماعی

روز دوم مدرسه

پس از پایان مراسم روز اول، در اصل در روز دوم است که دانش‌آموزان برای نخستین بار به همراه آموزگارشان در کلاس درس دور هم جمع می‌شوند. دوره ابتدایی در آلمان معمولاً ۴ سال است. پس از این دوره بنا به توانایی‌هایی دانش‌آموزان مدارس گوناگونی با سطوح متفاوت در انتظار آنهاست.

در مرحله دوم به هر کودک جعبه‌ای نشان داد می‌شود که از داخل آن صدای موزیک می‌آید‌ و یک دکمه بزرگ قرمز رنگی روی آن است. این دکمه به راحتی فشار داده می‌شود اما عملکردی ندارد. الگوی بزرگسال مقابل چشم هر کودک، دکمه‌ دیگری را که به سادگی پیدا نمی‌شود فشار می‌دهد. سپس به کودک نشان داده می‌شود که به این ترتیب از درون جعبه صدای موزیک به گوش می‌خورد.

بعد از آن پژوهشگران جعبه را در اختیار هر کودک می‌گذارند و اتاق را ترک می‌کنند. آنچه در دقیقه بعد اتفاق می‌افتد روی یک نوار ویدئویی ضبط می‌‌شود. برخی از کودکان پس از چند بار که دکمه بزرگ قرمز را فشار می‌دهند، جعبه را به گوشه‌ای پرت می‌کنند یا سراغ پدر یا مادر ‌می‌روند تا به آنها کمک کنند.

برخی از کودکان بسیار باهوش هم به سرعت دکمه اصلی را پیدا می‌کنند. این کودکان باهوش مانند کودکانی که که در تمام مدت دو دقیقه حتی یک‌بار هم دکمه قرمز را فشار نمی‌دهد یا والدین‌شان به آنها کمک می‌کنند، از مرحله بعد خارج می‌شوند. 

سماجت برای رسیدین به هدف

۱۰۲ کودک وارد مرحله بعد می‌شوند. کودکان گروه نخست که پیش‌تر تلاش یک بزرگسال را برای باز کردن در جعبه و رسیدن به قورباغه را دیده بودند، پشتکار بیشتری برای دستیابی به هدف داشتند. آنها دکمه قرمز بدون‌عملکرد را به امید نتیجه گرفتن بارها و بارها فشار می‌دهند، برخی هم دکمه اصلی را پیدا می‌کنند. به نظر پژوهشگران، این تحقیق نشان می‌دهد که آن‌ها پشتکار بیشتری برای رسیدن به نتیجه داشتند، گرچه شماری از آنها درک نکرده بودند که دو دکمه، در عملکرد باهم متفاوت هستند.

این پژوهشگران معتقدند بزرگسالان باید عرق ریختن خود برای رسیدن به یک هدف را به فرزندان خود نشان دهند. آنها می‌گویند کودکانی که در زندگی شهری و مدرن رشد می‌کنند، نمی‌توانند شاهد آن باشند که بزرگسالان چطور با چالش‌های پیش‌روی خود کنار می‌آیند. این کودکان در مهدکودک و مدرسه، بزرگسال را در حال انجام کارهایی می‌بینند که به خوبی از پس آن‌ها برمی‌آیند و ممکن است دچار این برداشت اشتباه شوند که آنها هم در بزرگسالی به سادگی از پس انجام همه‌کارها برخواهند آمد و نیازی به پیگیری و پشتکار ندارند.


تماشای ویدیو 04:14
در حال پخش
04:14 دقیقه
دانش و محیط زیست | 18.09.2017

بارداری با مغز زنان چه می‌کند؟

 

از همین ستون