دیدگاه کارشناسان: خطر جنگ تا چه حد جدی است؟

خطر جنگ پیرامون ایران تا چه حد جدی است و چه کسی می‌تواند جلوی تشدید این وضعیت و برون رفت از بحران پیش آمده در منطقه را بگیرد؟ این دو پرسش را دویچه وله با کارشناسان مختلف مطرح کرده است.

تنش بین ایران و آمریکا به ویژه پس از استقرار جنگنده‌بمب‌افکن‌های "بی-۵۲" توسط آمریکا در پایگاه نظامی "العدید" قطر و همچنین اعزام ناو هواپیمابر "یواس‌اس ابراهام لینکلن" به آب‌های منطقه بحرانی شده است.

دونالد ترامپ همزمان از رهبران جمهوری اسلامی خواسته است با او تماس بگیرند و وارد مذاکره شوند اما مذاکره با آمریکا از طرف آیت الله علی خامنه‌ای ممنوع اعلام شده است.

در ادامه این تحولات بر اساس اطلاعاتی که از سوی دولت امارات متحده عربی منتشر شده است، چهار کشتی تجاری در خلیج فارس و در نزدیکی فجیره هدف حملاتی واقع شده‌اند که از آن‌ها به عنوان "عملیات خرابکارانه" یاد شده است.

حسن روحانی هم اخیرا در دیدار با ۶۰ تن از فعالان سیاسی ایران فشار سیاسی و اقتصادی به کشور را بدتر از دوره جنگ با عراق دانست. او هشدار داد که هیچ زمانی در طول ۴۰ سال گذشته از امروز سخت‌تر نبوده است ما باید راه‌حلی پیدا کنیم تا از این بحران‌ها عبور کنیم.

اما این راه حل چه می‌تواند باشد و چگونه می توان از این بحران خارج شد؟ پرسش اساسی این است که تاچه حد بروز جنگ جدی است و چه کسی قادر است مانع آن شود؟ بخش فارسی دویچه وله در این باره نظر کارشناسان مختلف امور منطقه را پرسیده است.

اگر جنگ شود همه بازنده‌اند

افشار سلیمانی، کارشناس مسائل منطقه و سفیر سابق ایران در باکو و کیف:

انفجاری که در فجیره اتفاق افتاده و اقداماتی که آقای ترامپ انجام داده در اعزام جنگنده‌های آمریکا و واکنشی هم که ایران بعد از صبر یکساله نشان داده و امید داشت اروپا، چین و روسیه مشکلات را حل بکند اینها همه اتفاقاتی هستند که افتاده‌اند. یکسال است که اروپا کاری نکرده و باید ببینیم که در ظرف دو ماه آینده چه می‌تواند بکند.

تب منطقه بالا رفته و هم در آمریکا و هم در داخل ایران به طبل جنگ می‌کوبند. البته ایران علاقمند نیست که جنگی اتفاق بیفتد. به نظر می‌رسد که ترامپ هم دنبال جنگ نیست وارزیابی من هم این است که ایشان دنبال جنگ نیست.

ولی اگر جنگ شود همه بازنده‌اند. کشورهای عربی منطقه خلیج فارس هم بازنده خواهند بود چون ممکن است فقط میزان خسارت متفاوت باشد. منطقه هنوز از وضعیت بحرانی بلاتکلیفی سوریه، یمن و افغانستان خارج نشده و به نظر می‌رسد که وقوع یک جنگ غیرمحتمل است.

آمریکا فشار می‌آورد که ایران را به پای میز مذاکره بیاورد. آقای ترامپ باید با سیاست و دیپلماسی جلو می‌رفت. قبلا بین ایران و آمریکا در چارچوب برجام دیدارهایی وجود داشت. الآن ملاقات‌ها و دیدارها قطع شده است. ایران از مذاکره فرار نمی‌کند و اعلام کرده است که در ارتباط با برجام تجدید نظر بکند و تحریم‌ها را بردارد، در آن صورت ایران مذاکره خواهد کرد.

ترامپ باید فرصت را برای مذاکره فراهم کند. حتی اگر جنگی هم بشود نهایتا از طریق مذاکره باید به پایان برسد، لذا دیپلماسی را نباید کنار گذاشت. ایران هم شرایط اقتصادی خوبی ندارد ولی تسلیم هم نخواهد شد. من چشم‌اندازی نمی‌بینم که جنگی اتفاق بیفتد و نهایتا باید به سمت مذاکره رفت ولی بسترش باید فراهم آید. 

احتمال برخورد نظامی بالارفته اما شانس پیدا شدن راه حل هست

کاملیا انتخابی‌فرد، کارشناس کشورهای عربی:

خطر جنگ به این صورت که ایالات متحده یا ایران بخواهند برعلیه همدیگر اقدام نظامی مستقیم بکنند، وجود ندارد. اما چون ایران دارای هیچ استراتژی در مقابل تحرکات آمریکا در منطقه نیست، این باعث می‌شود که اگر برخوردی پیش بیاید دو کشور رو در روی همدیگر قرار بگیرند. اما این به معنای وقوع جنگی بزرگ شبیه جنگ عراق نخواهد بود.

برای برون رفت از این بحران هم باید تاکید کرد که جمهوری اسلامی می‌خواهد با آمریکا مذاکره بکند اما طرز پیشنهاد ترامپ به مذاق جمهوری اسلامی خوش نمی‌آید و دوست ندارند مستقیم با آمریکا مذاکره بکنند. این خلاف معیارهای جمهوری اسلامی هم هست که بخواهد با آمریکا وارد گفت و گو شود. بنابراین در این میان دنبال کشورهای دیگری می‌گردند که دراین میان بتوانند واسطه بشوند. حالا این می‌تواند مثل کشورهای منطقه مثلا عمان باشد که قبلا هم واسطه شده بود یا اتحادیه اروپا.

اما به نظر می‌آید که این بار آقای ترامپ هست که نمی‌خواهد واسطه در میان باشد و می‌خواهد به طور مستقیم گفت و گو بکند. در نهایت به خاطر تنشی که در منطقه بالا گرفته به نظر من هیچکدام از کشورهای منطقه حتی آنهایی که مخالف سیاست‌های ایران هستند مثل عربستان و امارات و بحرین از یک درگیری استقبال نمی‌کنند. به همین خاطر همان قدر که شانس برخورد نظامی در منطقه بالارفته، شانس پیدا شدن راه حل هم وجود دارد.

ایرانی‌ها از شکاف آمریکا و اروپا استفاده کنند

نجاح محمد علی، کارشناس امور کشورهای عربی:

ایرانی‌ها همواره در سیاست بسیار واقع‌گرا و پراگماتیسم عمل کرده‌اند و یقین دارم این چالش را هم مثل باقی چالش‌های ۴۰ سال گذشته به سلامت سپری خواهند کرد. اما مایلم به چند نکته اشاره کنم که تاکید بر آنها می‌تواند راه‌گشا باشد: اول آنکه ایرانی‌ها باید در نگه‌داشتن سطح شکاف‌های موجود بین اروپا  و آمریکا نهایت تلاش خود را کنند و هرگز وارد بازی‌ای نشوند که این دو محور به هم نزدیک شوند.

 تا زمانی که این شکاف بین آمریکا و اروپا موجود باشد ایران فضای بازی مناسبی خواهد داشت و در مسائل منطقه‌ای دست بالا را خواهد داشت و آمریکایی‌ها نخواهند توانست هیچ توجیه قانونی و بین‌المللی و محکمه پسندی برای برخورد و فشار به ایران دست و پاکنند.

ثانیا ایرانی‌ها نباید از حوزه داخلی غافل شوند، برخوردهای آمریکا و موئتلفین منطقه‌ای‌اش در سال گذشته تا به امروز از خروج از برجام گرفته تا اضافه کردن سپاه به فهرست گروه‌های تروریستی تا تهدید ایران به جنگ باعث یک وحدت کم‌نظیر میان طیف‌های سیاسی داخل مرزهای کشور شده که تقریبا در شرایط عادی امکان این نزدیکی بین گروه‌های همیشه درگیر در ایران صفر بود، نظام باید از این پیشامد مبارک نهایت استفاده را کند و با چند حرکت از جمله آزادی زندانیان سیاسی و محصورین، ایجاد فضای باز سیاسی و سرمایه‌گذاری روی همگرایی حداکثری نیروهای سیاسی وفادار به نظام و آرمان‌های انقلاب اسلامی خطرهای داخلی را خنثی کند.

پس از گذشت یک سال از خروج آمریکا از برجام فضای مقایسه برای مخالفان منطقه‌ای و بین‌المللی برجام فراهم شده و می‌توانند امنیت ملموس در زمان اجرای برجام در منطقه و جهان را با ناامنی و فضای تنش‌آلود و خطرناک پس از خروج آمریکا از برجام لمس کنند و این فرصت خوبی برای دیپلماسی جمهوری اسلامی است تا نظرات خود و دولت ایران را به باقی کشورها تحمیل کنند.

خطر جنگ بدون دیپلماسی همیشه وجود دارد

امیر طاهری، کارشناس مسایل منطقه: 

در این شرایط خطر جنگ بیش از چند سال اخیر است. وقتی بین دو یا چند کشور یک حالت جنگی در یک منطقه بوجود می‌آید خطر جنگ را همیشه باید جدی گرفت.

جلوی این جنگ را کسانی می‌توانند بگیرند که در درجه اول ممکن است درگیر شوند؛ جمهوری اسلامی، ایالات متحده و متحدین منطقه‌ای‌اش، عربستان سعودی، امارات متحده عربی، بحرین و اسرائیل و دیگران ولی از همه مهم‌تر سازمان ملل متحد. به همین جهت تنش بین آمریکا و متحدانش از یکطرف و جمهوری اسلامی از طرف دیگر را باید به شورای امنیت سازمان ملل متحد محول کرد که هفت قطعنامه در مورد ایران  صادر کرده است.

جمهوری اسلامی متاسفانه این قطعنامه‌ها را نپذیرفته بنابراین یک چارچوب قانونی بین‌المللی که مشخص و روشن باشد برای حل این اختلافات وجود ندارد. اما اگر جمهوری اسلامی به شورای امنیت برگردد و این چارچوب را به جای چارچوب غیررسمی برجام بپذیرد که آقای اوباما در کنار سازمان ملل متحد و آژانس بین‌المللی انرژی‌اتمی درست کرد؛ یعنی همه نهادهای بین‌المللی را دور زده بود. بازگشت به شورای امنیت باعث خواهد شد که هیچ یک از طرفین نتوانند ‌به طور یک طرفه به همدیگر زور بگویند و یا فشار بیاورند. برای اینکه در چارچوب یک ساخت‌وساز بین‌المللی هست و از طرف دیگر برمی‌گردیم به دیپلماسی.
 
البته آقای خامنه‌ای گفتند که ما نه جنگ می‌خواهیم و نه دیپلماسی. ولی راه دیگری نیست یا جنگ یا دیپلماسی، به همین جهت اگر دیپلماسی را نپذیریم برمی‌گردیم به این پرسش که آیا خطر جنگ وجود دارد یانه؟ خطر جنگ بدون دیپلماسی همیشه وجود دارد. 

خطر جنگ به خاطر محاسبه اشتباه جمهوری اسلامی جدی است

دکتر حسن هاشمیان، کارشناس امور خاورمیانه:

خطر بروز جنگ به  خاطر محاسبات اشتباه جمهوری اسلامی جدی است. جمهوری اسلامی فکر می‌کند که از طریق تهدید نظامی درمورد تنگه هرمز می‌تواند به خواسته‌هایش برسد. در سوریه و در یمن هم راه تهدید نظامی را درپیش گرفته است و فکر می‌کند که از این طریق به اهدافش برسد. یک حادثه بزرگ‌تر از آنچه که در فجیره اتفاق افتاد اگر اتفاق بیفتد حتما جنگ رخ می‌دهد و مسئولیتش هم با نظام ولی فقیه خواهد بود. 

در شرایط فعلی کسی هم توانایی مهار بحران کنونی و یا جلوگیری از جنگ را نه در داخل آمریکا و نه در داخل ایران ندارد. الآن ما در آمریکا می‌بینیم که سیاستی که این چنین در برابر ایران گذاشته شده جز اینکه ایران تسلیم و وارد مذاکرات بشود و شروط آمریکا را بپذیرد، راه دیگری را برنمی‌تابد.

در داخل ایران اگر ملت ایران اراده‌ای داشت و می‌توانست حرف خودش را بزند، می‌گفت که تنها گزینه آنها در مورد پرونده هسته‌ای به این شکل و با این هزینه انتخاب آنها نیست و باید گزینه دیگری را هم مطرح کرد و مردم ایران حق دارند بپرسند که با چه قیمتی ما باید دنبال این پرونده هسته‌ای برویم.

عملا جنگ شروع شده است

فرزانه روستایی، تحلیل‌گر مسایل منطقه

با توجه به شروطی که آمریکایی‌ها اعلام کرده‌اند جنگ عملا اتفاق افتاده است، در نتیجه خطر جنگ زیاد است. اینکه گفتند حمله‌ای از طرف متحدان ایران صورت بگیرد ما این را به حساب ایران خواهیم گذاشت و بعد اعلام کردند که اگر به کشتی‌ها تجاری و غیرنظامی ما هم حمله بشود باز ما این را به حساب ایران خواهیم گذاشت، از این نظر خطر جنگ بسیار بالاست. 

اما اینکه چگونه می‌توان از شروع جنگ جلوگیری کرد و یا مهارش کرد باید گفت که اگر مسئولان ایرانی بتوانند و حتما باید جلوی جناح‌‌هایی را که غیرقابل کنترل هستند و یا در مراجع کاملا رسمی نیستند بگیریند. اگر اینها کنترل شوند می‌توان از شروع جنگ جلوگیری کرد. اگر آمریکایی‌ها کمی صبر و تحمل داشته باشند و مشخص شود که چه اتفاقی در بندر فجیره افتاده و عامل حمله چه کسی بوده است در آن صورت می‌توان دقیق‌تر قضاوت کرد. چون الآن هیچ سندی وجود ندارد مبنی بر اینکه چه کسی عامل حمله به نفت‌کش‌های صعودی و دیگر کشتی‌ها در بندر فجیره بوده است.  

"فقط مردم ایران می‌توانند جلوی این جنگ را بگیرند"

یوسف عزیزی بنی‌طرف، نویسنده و فعال سیاسی عرب ایرانی:

به گمان من دونالد ترامپ هم نمی‌تواند با قاطعیت به پرسش جدی بودن جنگ پاسخ دقیق بدهد. اما اگر به شکل ریاضی بخواهید به آن پاسخ بدهید ۵۰ به ۵۰ هست. اگر سیاسی و تحلیلی بخواهید به این پرسش پاسخ دهید جدی بودن جنگ به شرایطی چون وجود اتفاق نظر بین ترامپ، بولتون، پمپئو و وزیر دفاع آمریکا بستگی دارد و اینکه وقوع یک جرقه مشخصی به ویژه از سوی اقلیت تندرو درون حاکمیت ایران هم می‌تواند جرقه این جنگ را بزند.

فقط مردم ایران می‌توانند جلوی این جنگ را بگیرند. دانشجویان، زنان، کارگران، و ملیت‌ها می‌توانند با شیوه‌های مبارزاتی که می‌توانند حاکمیت ایران را از خر شیطان پائین بیاورند و جلوی جنگ را بگیرند. آنها به دنیا نشان دهند که مردم ایران خواهان صلح‌اند و نه جنگ. در درجه دوم اتحادیه اروپا، سازمان ملل و سازمان ‌همکاری‌های اسلامی و دیگر نهادی بین‌المللی می‌توانند جلوی بروز یک جنگ را بگیرند. 

ما را دنبال کنید!