نقاشی قهوه‌خانه؛ خاطرات تروریست میکونوس

پرویز دستمالچی، فعال سیاسی که از ترور میکونوس جان سالم به در برد، در یادداشتی که برای دویچه‌وله‌فارسی نوشته، به انتشار خاطرات کاظم دارابی از متهمان ردیف اول این پرونده واکنش نشان داده است.

کتاب خاطرات کاظم دارابی (راوی)، یکی از متهمان ردیف اول ترور برلین که در آن چهار نفر از اعضای اپوزیسیون جمهوری اسلامی در برون مرز به قتل رسیدند و او سازمانده اصلی آن بود و محکوم به حبس ابد شد، تحت نام "نقاشی قهوه‌خانه" منتشر شده است.

من این کتاب را هنوز نخوانده ام، قرار است برایم فرستاده شود تا بخوانم، اما بی‌مناسبت ندیدم چند خطی در باره گزارش سایت "مشرق" از این کتاب بنویسم و به نوع و درستی و نادرستی گزارش و صداقت گزارشگران حکومت دینی ایران اشاره‌ای کنم.

دارابی که محکوم به حبس ابد بود، پس از گذران دو سوم دوران محکومیت خود تحویل ایران شد. اکنون پس از حدود یازده سال کتاب خاطرات او تحت عنوان یک "پژوهش" منتشر شده است. نام "قهوه‌خانه" به جای رستوران میکونوس را برای اولین بار علی خامنه‌ای به کار برد.

سایت "مشرق" روز ۱۵ بهمن ماه امسال در معرفی این کتاب، گزارشی منتشر کرده که حاوی نکاتی نادرست است که در اینجا به برخی از آنها اشاره می‌شود:

۱-  سایت مشرق نوشته است: «... همان ‌طور که در مقدمه گفتیم در خارج از ایران در باره واقعه و ماجرای میکونوس آثار زیادی نوشته شده است، ولی کتاب  نقاشی قهوه‌خانه نخستین اثر ایرانی این ماجراست....»

نادرست:  تنها خود من پنج جلد کتاب در باره ترویسم حکومتی جمهوری اسلامی و ترور "میکونوس" به زبان فارسی (اثر ایرانی) منتشر کرده‌ام که نام آخرین آن "ترور به نام خدا" است. شش جلد "اسناد" نیز در باره ترور برلین به زبان آلمانی از سوی من در "کمیته اپوزیسیون ایران در تبعید" تهیه و تنظیم و منتشر شده‌اند. به غیر من ایرانیان دیگری نیز کتاب‌هایی در همین زمینه نشر داده‌اند.

۲- مشرق نوشته است:« ... خاطرات متهم دادگاه منتشر شد...»

 نادرست: دارابی (روای کتاب) متهم نیست، بلکه جرم او اثبات و در دادگاه محکوم به حبس ابد شد.

۳- مشرق نوشته است: «... در۱۷ سپتامبر ۱۹۹۲ سه مرد از تیمی تروریستی وارد میدان پاک می‌شوند... در آنجا ۹ نفر که غالباً عضو حزب دموکرات کردستان ایران بودند، دور یک میز نشسته و تشکیل جلسه داده بودند. مرد مسلحی که نیمی از صورت خود را پوشانده بود به روی آنها آتش می‌‌گشاید و مرد طپانچه به دست، به دو نفر از مضروبین تیر خلاص می‌زند. در اثر این عملیات تروریستی چهار نفر از جمله رهبر حزب کشته و صاحب رستوران نیز به سختی مجروح می‌شود....»

نادرست: یکم، نام خیابان "پراگ" (Prager Str.) است و نه پاک.  دوم، برعکس، غالب کسانی که آنجا بودند عضو حزب دمکرات کردستان ایران نبودند. از هشت نفری که سر میز نشسته بودند تنها سه نفر عضو حزب بودند. سوم، آن سه نفری که برای ترور وارد رستوران شدند، عبارتند از: عبدالرحمان بنی هاشمی (ابو شریف) کادر تروریست وزارت اطلاعات و امنیت ایران، عباس رایل و یوسف امین که هر دو لبنانی هستند و به مدت شش ماه در سالهای ۱۹۸۵/۸۶ در اردوگاه سپاه پاسداران در اطراف شهر رشت دوره آموزشی دیده بودند. بنی هاشمی (مسلسل چی) به ایران فرار کرد و جایزه گرفت، رایل (تیر خلاص زن) محکوم به ابد و امین (نگهبان در ورودی) محکوم به یازده سال زندان شدند. پس از آزادی، هر دو برای حزب الله لبنان کار و همچنین به ایران رفت و آمد می کنند.

پرویز دستمالچی، تحلیل‌گر سیاسی و یکی از شاهدان عینی ترور میکونوس

۴- مشرق نوشته است: «... این ماجرا تبدیل به یکی از جنجالی‌ترین پرونده‌های تاریخ قضایی آلمان شد، پرونده‌ای که کاظم دارابی، دانشجو و تاجر ایرانی مقیم آلمان از متهمان اصلی آن به شمار می‌رود. روند تحقیقات دادستان عالی ایالت برلین، نحوه بازپرسی، جهت‌گیری شهادت شاهدان، بازی‌سازی اپوزیسیون، فشار مطبوعات و افکار عمومی آلمان و… موجب شد دادگاه میکونوس پس از سه ‌و نیم سال دادرسی (۲۸‌ اکتبر ۱۹۹۳- ۱۰‌ آوریل ‌۱۹۹۷) حکم به محکومیت دارابی و دولت ایران بدهد. ایران هیچ‌گاه مسئولیت حادثه میکونوس را نپذیرفت؛ ولی این مسأله باعث ایجاد بحرانی میان ایران و کشورهای اروپایی شد، به ‌نحوی که آنان سفرای خود را از ایران فراخواندند. کاظم دارابی در نهایت پس از ۱۵‌ سال در ۲۰ آذر ‌۱۳۸۶ بی‌ گناه شناخته شد و پس از آزادی بلافاصله از آلمان اخراج شد. او در بدو ورود اعلام کرد به ‌زودی خاطرات خود را می‌نویسد. از آن روز تقریباً یک سال می‌گذرد و حالا کتاب خاطرات کاظم دارابی با عنوان نقاشی قهوه‌خانه به قلم محسن کاظمی توسط انتشارات سوره مهر روانه بازار نشر شده است...»

نادرست: دارابی تنها دانشجو و "تاجر" نبود. او دانشجو هم بود، اما چون درس نمی خواند از مدرسه عالی فنی اخراج شد، شکایت کرد، قاضی رای به بازگشت او داد. او هرگز درسش را به پایان نرساند. دارابی دیپلم خود را در هنرستان فنی دکترشریعتی در کازرون با معدل کتبی ۸۱/۱۰ گرفت. او در برلین دکان "سبزی فروشی" داشت که از جمله محکومان رایل و امین برای او در آن مغازه کار می کردند. دارابی برای کنسولگری جمهوری اسلامی در برلین جاسوسی می کرد، عضو وزارت اطلاعات و امنیت ایران و سازمانده ترور در برلین بود، اما خودش در شب ترور در عملیات دخالت نداشت.

حکم دادگاه میکونوس تنها شامل دارابی و دولت ایران نبود. پنج متهم حاضر در دادگاه به عنوان عاملان ترور، و علی خامنه ای، علی اکبر هاشمی رفسنجانی، علی ولایتی و علی فلاحیان به عنوان آمران ترور محکوم شدند. پرونده قتل در آلمان شامل مرور زمان نمی شود، یعنی تا رسیدگی نهایی پرونده همچنان باز می ماند. برای متواریان، از جمله عبدالرحمان بنی هاشمی، پرونده باز و برای علی فلاحیان حکم جلب صادر شده است. دادگاه ۲۴۶ روز تشکیل جلسه داد، همه چیز به سه زبان آلمانی، فارسی و عربی ترجمه می‌شد، حدود ۱۸۰ شاهد به دادگاه فراخوانده شدند که نیمی از آنها به سود متهمان سخن می‌گفتند، متهمان در مجموع یازده وکیل مدافع داشتند، دارابی سه وکیل داشت، ابتدا انتخابی و بعد تسخیری و مخارج وکلای تسخیری او را دولت آلمان می‌پرداخت.

یعنی اگر حکمی از سوی دادگاه صادر شده تنها و تنها مبتنی بر اثبات جرم بوده است و نه اعمال نفوذ این یا آن. دارابی و سایر متهمان همواره امکان داشتند از سوی وکلای خود به هر امر "نادرستی" اعتراض کنند تا مورد بررسی قرار گیرد.

برخلاف ادعای سایت "مشرق"، دارابی پس از پانزده سال حبس، "بی گناه" شناخته نشد، او را پس از گذران دو سوم محکومیتش آزاد کردند، زیرا دولت ایران فشار می آورد. در آلمان "ابد" پانزده سال است و پس از آن وضعیت محکوم دوباره مورد بررسی قرار می گیرد. وکلای او از این فرصت قانونی استفاده کردند تا او را پیش از موقع آزاد کنند.

آزادی دارابی امتیازی بود که مقامات آلمانی به جمهوری اسلامی دادند. دارابی پس از آزادی به ایران رفت و مورد استقبال مقامات عالی رتبه وزارت امور خارجه قرارگرفت؛ استقبال از فردی که سازمانده اصلی قتل چهار نفر بود و جرمش به اثبات رسیده است.

به علاوه، دارابی یازده سال است که به ایران بازگشته، یعنی در سال ۱۳۸۶ و اکنون ما در سال ۱۳۹۷ هستیم، یعنی کتاب روایت دارابی یازده سال پس از ورود او به ایران نشر می‌یابد و نه یک‌ سال بعد. نویسنده و ناشر او هم از همکاران موسساتی هستند که همکاری آنها با دستگاه‌های اطلاعاتی جمهوری اسلامی ورد زبان است.

۵- مشرق نوشته است: «... پرویز دستمالچی، کسی که در واقعه حضور داشت و جان به در برد، در کتاب ۵۰۸ صفحه‌ای ترور به نام خدا سعی کرده ایران را در این ماجرا متهم نشان دهد. دستمالچی در این کتاب بخشی از اسناد میکونوس و بریده هایی از مطبوعات فارسی زبان و اپوزیسیون را کنار هم قرار داده است...»

نادرست:

۱-  کتاب نه ۵۰۸ صفحه، بل ۵۷۰ برگ دارد؛

۲- کتاب تنها مربوط به ترور میکونوس نیست، بل ۱۰ ترور متفاوت جمهوری اسلامی در برون مرز را بررسی می‌کند، از ترور شهریار شفیق (۱۹۷۹، پاریس) تا ترور برلین (۱۹۹۲، برلین)؛

۳- در این کتاب به غیر از یک برگ از "کیهان" چاپ لندن، از هیچ مطبوعات فارسی‌زبان یا اپوزیسیون چیز دیگری نیامده است که آنها در کنار هم قرار داده شده باشند؛

۴- در این کتاب اسناد زیادی در رابطه با ترور برلین وجود دارد که همگی دخالت افراد و نهادهای جمهوری اسلامی در ترور برلین و برخی ترورهای دیگر در برون مرز را تایید می‌کنند. من سعی نکرده‌ام جمهوری اسلامی را "متهم" نشان بدهم، اسناد و مدارک اثبات کننده این نقش هستند.

نویسنده روایت دارابی، محسن کاظمی می گوید:«... از آغاز تا انجام این پژوهش... تلاش مجدانه‌ای صورت گرفت، تا مصاحبه با کاظم دارابی و پژوهش در باره واقعه میکونوس در سکوت پیش برود... به این منظور.. از مراجعه به سازمان‌های ذیربط (برای دریافت اسناد و مدارک) پرهیز شد... به جز خانم اونیا (مربی دختر دارابی) و آقای کولوگه (وکیل دارابی)، مکاتبه و استعلامی با هیچ شخصی (حقیقی و حقوقی) صورت نگرفت. بدین روی ترجیح داده شد تا این پژوهش به داشته‌های خود و آورده‌های دارابی بسنده کند...»

به زبان ساده: یعنی ده سال تمام دارابی گفته و او نوشته است، همین. به این می گویند "پژوهش" به سبک پژوهشگران و تروریست‌های یک حکومت دینی بنیادگرا.


مطالب منتشر شده در صفحه "دیدگاه" صرفا بازتاب دهنده نظر و دیدگاه نویسندگان آن است

ما را دنبال کنید!